صفحه اصلی |  آرشيو وبلاگ |  عناوين مطالب
محمدرسول الله
پست الکترونیک   RSS

آثار و برکات زیارت عاشورا 

قرب به خدا ، الگوگیری ،شفاعت و توسل  ، اعلام موضع  ، اعلام برائت و ...

  

بحثمان را با سلام به امام حسین علیه السلام شروع می‌کنیم. «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَوْلادِ الحُسَین وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ‏ْالسَّلَام» 1

 

آثار و برکات زیارت

قرب به خدا

« وَ بِزِیَارَتِکُمْ إِلَى اللَّهِ مُتَقَرِّباً » 2 . زیارت  باید برای نزدیک شدن به خدا باشد. احترام ولی خدا احترام به خدا است. اطاعت رسول خدا(ص) اطاعت از خداست: « مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ » 3، « وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ »4 هر چه پیغمبر(ص) فرموده است گوش بدهید .

 

الگوگیری

انسان دوست دارد مثل کسی باشد . بچه ادای پدر را در می‌آورد. انسان غریزه‌ای به نام قهرمان پرستی در وجودش وجود دارد. ما وقتی کمالات ائمه معصومین علیهم السلام را ذکر می‌کنیم یعنی دوست داریم مثل آنها باشیم . پس باید مثل امام باشیم .

« أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ » 5

حسین جان تیرهایی به سویت  رها شد اما نمازت را اول وقت خواندی ! یعنی ما هم باید مثل او باشیم .

ابا الفضل وقتی دید دیگران تشنه‌اند خودش هم آب نخورد. (از خود گذشتگی).

 

شفاعت و توسل

از برکات زیارت ، شفاعت است . حدیث داریم که پیغمبر(ص) فرمودند: هر کس در مدینه مرا زیارت کند قطعاً از او شفاعت می‌کنم . داریم که: هر کس زیارت امام رضا علیه السلام برود، حضرت در لحظه جان دادن در بالین او حاضر می‌شود.

 

اعلام موضع

آدم باید بداند جزء کدام دسته است . باید اعلام موضوع کرد . « إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ ؛  من هرچه را شما قبول دارید همان را قبول دارم. با هر که شما با او خوبید من هم خوب هستم. با هر که شما با او بدید من هم بد هستم . »6

 

اعلام برائت

« بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْکُمْ بِمُوَالَاتِکُمْ وَ مُوَالَاةِ وَلِیِّکُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ النَّاصِبِینَ لَکُمُ الْحَرْبَ ؛ مرگ بر آنها که علیه شما جنگ بپا کردند و شما را به شهادت رسانیدند. من از آنها بیزار و متنفرم »7.


اولین کسی که سلام می‌کند ، کیست؟!

 خود خدا اول سلام کننده است؛

 زیارت نامه خدا : « سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمینَ »، « سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ » 9، « سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهیمَ » 10، « وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا » 11.

اولین کسی که به اولیای خدا سلام می‌کند خود خداست . در نمازمان باید سلام کنیم: « السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ» این سلام یک سنت الهی است.

سلام نشانه ادب و احترام است.

سلام نشانه هم خطی و هم فکری است.

سلام نشانه صلح و مسالمت است.

 سلام نشانه تواضع و فروتنی است.

سلام یک شعار سیاسی است. شعارها را باید تکریم و تعظیم کرد: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ» 12.

 

لعن

 لعنت یعنی دور شدن از لطف خدا. وقتی می‌گوییم: لعنت خدا بر تو باد یعنی خداوند لطفش را از سر تو بردارد. اصلا در قرآن لعنت داریم یا نه؟ ! بله داریم . قرآن به گروهی لعنت کرده : « فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرینَ »13 ، « أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ » 14، « وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ » 15

 کسانی که حق را کتمان می‌کنند، قرآن می‌فرماید: « أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ » 16

 افرادی که عقاید باطل دارند و می‌گویند: « وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا »17 قرآن می‌فرماید: « لُعِنُوا ».

 کسانی که فریب می‌دهند ، به یهودیها خداوند فرمود که: شنبه ماهی نگیرید. شنبه حوض درست کردند، و روز شنبه ماهیها را از راه دریا به داخل حوض ریختند و یکشنبه آنها را جمع کردند. و گفتند: ما شنبه ماهی نگرفتیم. قرآن می‌فرماید:«لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ»18

پیمان شکن‌ها مورد لعنت خدا هستند. کسانی که پیغمبر(ص) را اذیت می‌کردند مورد لعنت خدا هستند: « إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً » 19

پس لعنت ریشه قرآنی دارد . لعنت نشانه برائت ، نهی از منکر، بغض ، اعلام موضع ، . . . است. در زیارت عاشورا می‌خوانیم : « فلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ »20 لعنت بر آن پیشتازان .

در قرآن دو پیشتاز داریم :

 یکی پیشتازان در حق: «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» 21

اما پیشتازان در باطل: «فلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ» لعنت خدا بر کسی که ریشه ظلم را به وجود آورد.

در غدیر خم پیغمبر(ص) دست علی علیه السلام را بالا برد و فرمود: بعد از من رهبرتان علی علیه السلام است. حرف پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را گوش ندادند و فرزند آنها هرمله ای  شد که دستش به خون طفل شش ماهه ی حسین (ع) آلوده شد .

مواظب باشیم که از خط رهبری جدا نشویم .

پی نوشت ها :

1- البلد الامین / ص 271

2- بحار / ج 97 / ص 221

3- نساء / 80

4- حشر / 7

5- کافی / ج 4/ ص 574

6- البلد الامین / ص 269

7- همان

8- صافات / 79

9- همان / 120

10- همان / 109

11- مریم / 33

12- حج / 32

13- بقره / 89

14- هود / 18

15- رعد / 25

16- بقره / 159

17- مائده / 64

18- نساء / 47

19- احزاب / 57

20- البلد الامین / ص 269

21- واقعه / 10 و 11



فلسفه عربی بودن نماز

خواندن نماز به زبان عربى، حکمت‏هاى متفاوتى دارد که در ذیل به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

1. غناى زبان عربى از جهت واژگانى، ساختارى و معنایى - به ویژه در حوزه معارف دینى - به گونه‏اى است که با دیگر زبان‏ها قابل قیاس نیست. بررسى‏هاى انجام شده، نشان مى‏دهد که برخى از مفاهیم قرآنى، در زبان‏هاى دیگر معادل ندارد. رایج‏ترین آیه قرآن؛ یعنى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» به هیچ زبانى ترجمه دقیق نشده است و گویى هیچ مترجمى نمى‏تواند معادل‏هاى دقیق براى برخى از واژه‏هاى به کار رفته در آن بیابد.
جالب است بدانید که برخى از مترجمین قرآن در مواردى به جاى معادل‏گذارى، خود واژه‏هاى قرآن را به کار مى‏برند و از این طریق، واژه‏هاى قرآن وارد بسیارى از زبان‏ها (چون فارسى، انگلیسى و...) شده است. به عنوان مثال، مارمادوک پیکتال - یکى از مترجمان نامدار قرآن به زبان انگلیسى - هرگز کلمه Godرا به جاى الله به کار نبرده است؛ بلکه Allah را استعمال نموده و آن را از جهات متعددى برتر از God مى‏داند.
بنابراین فارسى‏سازى نماز، مساوى با از دست دادن بسیارى از وجوه معنایى دقیق و ژرف نماز است.
2. لطافت و زیبایى و اعجازین بودن سوره‏هاى قرآن، در صورت ترجمه از دست خواهد رفت و زیباترین ترجمه‏هاى بشرى، هرگز جانشین لطافت و زیبایى کلام خداوند و آهنگ دلنشین و دل‏نواز آن نخواهد شد.
«مارمادوک پیکتال» - در مقدمه ترجمه انگلیسى خود از قرآن - مى‏نویسد: «قرآن را نمى‏توان ترجمه کرد؛ زیرا نغمه و آواى بى‏نظیر و آهنگ دلنشین آن، انسان را دگرگون مى‏سازد و او را به خشوع و گریه و یا شور و شوق وا مى‏دارد». 
3. زبان عربى نه تنها زبان یک قوم؛ بلکه زبان دین ما است و آشنایى با آن، ما را مستقیما با پیام خدا و سنت قولى پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و ائمه هدى‏علیهم السلام آشنا مى‏سازد.
عربى بودن نماز، موجب انس و ارتباط دائمى مسلمانان با زبان دین و کتاب آسمانى مى‏شود و زمینه آشنایى هرچه بهتر و مستقیم‏تر از معارف دینى را فراهم مى‏آورد.